العلامة المجلسي

22

حق اليقين ( فارسى )

مبحث پنجم آنست كه جناب مقدس الهى محل حوادث نيست كه احوال مختلفه بر او وارد مىشود مانند سهو و نسيان و خواب و دلتنگى و ماندگى و لذت و الم و درد و بيمارى و جوانى و پيرى و لذت خوردن و آشاميدن و جماع كردن و محل هيچ مقوله از مقولات عرض نيست زيرا كه اتصاف به اين عوارض همه دليل عجز و نقص و احتياج است و حقتعالى از عجز و نقص و احتياج مبرّاست و مجمل سخن در اين باب آنست كه آنچه از صفات كماليهء الهى است حادث نتواند بود و از او منفك نتواند شد مانند علم و قدرت زيرا كه اگر اينها حادث باشد حقتعالى پيش از عروض اين صفات ناقص و عاجز و جاهل خواهد بود و اگر از او منفك شوند بعد از آن ناقص خواهد بود و در هيچ حال نقص بر او روا نيست و اگر آنچه حادث مىشود و صفت نقص باشد عروض از محال خواهد بود و آنچه از صفات ذات نيست و صفت فعل است حادث ميتواند بود مانند خالق و رازق و محيى و مميت زيرا كه در ازل حقتعالى خالق نبوده و الا بايد كه عالم قديم باشد و خلق الهى هميشه بوده باشد و اين صفت كمال حقتعالى نيست كه از عدم آن نقص او لازم آيد بلكه آنچه صفت كمال است قادر بودن بر ايجاد است كه در هر وقت كه مصلحت داند ايجاد نمايد و آن قديم است و هرگز از او منفك نميشود و گاه باشد كه دوام صفت فعلى نقص حقتعالى باشد مثل آنكه هرگاه مصلحت در ايجاد زيد در اين روز بوده باشد اگر پيش از اين روز ايجاد كند خلاف مصلحت است و موجب نقص است و همچنين زيد را معدوم كردن هرگاه خلاف باشد و به عمل آورد نقص او خواهد بود نه كمال او چنانچه گفته‌اند كه صفت ذات آنست كه حقتعالى به آن صفت موصوف گردد و بضد آن موصوف نتواند بود و صفت فعل آنست كه به آن صفت و بضد آن موصوف تواند بود . و اما اول مثل علم كه علم الهى به همه چيز تعلق گرفته است و بجهل مطلقا موصوف نتواند بود و همچنين قدرت جناب حقتعالى قادر بر هر ممكن است و عجز را به هيچ وجه نسبت به او نتوان داد . دويم مثل خلق ميتوان گفت كه خداوند عالم هفت آسمان آفريده و زياده از هفت آسمان چون مصلحت نبوده خلق نكرده و زيد را خلق كرد و پسر او را خلق نكرده و بزنده كردن موصوف گرديده و بميرانيدن موصوف گرديده و يكى را غنى و ديگرى را فقير گردانيده هيچ‌يك از اينها موجب تغيير در ذات مقدس او و نقص او نيست زيرا كه كمال ذات مقدس او قدرت كامل و علم